عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست... نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار.
خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز - خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب.
ای دل من گرچه در این روزگار جامه رنگین نمی پوشی به کام باده رنگین نمی نوشی ز جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت - از آن می که می باید - تهی است.
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم! ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب! ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ؛ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!
(فریدون مشیری)
(عید باستانی نوروز بر همگان مبارک)
+
نوشته شده در جمعه 1387/12/30ساعت 21:14 توسط ماه تنها
|
عادت ما نیست، رنجیدن ز کس
ور بیازارد، نگوییمش به کس
ور برآرد دود از بنیاد ما
آه آتش بار ناید یاد ما
ورنه ما شوریدگان در یک سجود
بیخ ظالم را براندازیم، زود
رخصت اریابد ز ما باد سحر
عالمی در دم کند زیر و زبر
(شیخ بهایی)
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19ساعت 12:54 توسط ماه تنها
|